صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۲۲:۰۷ | ۱۲ / ۱۰ /۱۴۰۴
| |

تروریسمِ گزینشی: وقتی معیار، منافع است نه حقیقت

در جهانی که تروریسم باید مفهومی انسانی و مطلق باشد، غرب آن را به ابزاری سیاسی فروکاسته است؛ جایی که معیار محکومیت یا تطهیر گروه‌ها نه میزان خشونت و قربانیان، بلکه نسبت آن‌ها با منافع آمریکا و متحدانش تعیین می‌شود و همین رویکرد گزینشی، امنیت را به کالایی قابل معامله در معادلات قدرت تبدیل کرده است.
کد خبر : 1023376

به گزارش خبرگزاری آنا، تجربه چند دهه گذشته در تعامل غرب با تحولات غرب آسیا نشان می‌دهد که مفاهیمی نظیر «تروریسم»، «خشونت» و «حقوق بشر» بیش از آنکه مبتنی بر اصول ثابت حقوقی یا انسانی باشند، تابع ملاحظات سیاسی و امنیتی قدرت‌های غربی هستند. در این چارچوب، یک کنش مشابه می‌تواند بسته به فاعل و جهت‌گیری آن، گاه با شدیدترین ادبیات محکوم و گاه با عناوینی چون «مقاومت» یا «اقدام مشروع» توجیه شود؛ مسئله‌ای که از فقدان یک معیار صادقانه و جهان‌شمول حکایت دارد.

این رویکردِ انتخابی، عملاً تروریسم را از یک مفهوم اخلاقی ـ حقوقی به یک ابزار سیاسی تنزل داده است. آنچه تعیین‌کننده است، نه میزان خشونت، نه تعداد قربانیان و نه تبعات انسانی، بلکه نسبت یک بازیگر با منافع راهبردی آمریکا و متحدانش است. نتیجه چنین سیاستی، شکل‌گیری استانداردهای دوگانه‌ای است که در آن، برخی جریان‌ها به‌رغم سابقه آشکار خشونت، از فهرست‌های تروریستی خارج شده و به‌عنوان «اپوزیسیون» یا «آلترناتیو سیاسی» بازتعریف می‌شوند.

پیامد این سیاست، مشروعیت‌بخشی غیرمستقیم به خشونت سازمان‌یافته است. هنگامی که کنش‌های خشونت‌بار در صورت هم‌راستایی با اهداف غرب نادیده گرفته یا حتی حمایت می‌شوند، این پیام به جهان مخابره می‌شود که خشونت، اگر در «مسیر درست» باشد، قابل قبول است. چنین منطقی نه‌تنها به بی‌ثباتی منطقه‌ای دامن می‌زند، بلکه اعتماد افکار عمومی جهانی به ادعاهای حقوق بشری غرب را به‌طور جدی تضعیف می‌کند.

در نهایت، پرسش اساسی این است که مرجع تعریف تروریسم کیست و بر چه مبنایی چنین تعریفی ارائه می‌شود؟ اگر پاسخ، «قدرت» و «منافع سیاسی» باشد، آنگاه مفاهیمی چون حقوق بشر و مبارزه با خشونت، صرفاً به پوششی برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیکی تبدیل می‌شوند. در چنین فضایی، تنها راه مصون‌ماندن از این وارونه‌نمایی، آگاهی، تحلیل دقیق و تفکیک میان مطالبه‌گری مشروع و خشونت هدایت‌شده‌ای است که در قالب جنگ روایت‌ها به افکار عمومی تحمیل می‌شود.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha