صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۵:۰۲ | ۱۲ / ۱۰ /۱۴۰۴
| |

اجبار کردن زنان عشایر لُر برای شیر دادن به توله سگ‌های افسران ارتش رضا خان!

ویلیام او. داگلاس، قاضی دیوان عالی آمریکا، در خاطرات خود از روایتی هولناک درباره عملکرد ارتش رضاخان در مناطق عشایری ایران پرده برمی‌دارد؛ روایتی که از اجبار زنان شیرده عشایر به تأمین شیر برای تغذیه توله‌سگ‌های یک افسر ارتش حکایت دارد.
کد خبر : 1023307

به گزارش خبرگزاری آنا، در میان روایت‌های تاریخی مربوط به دوران سلطنت رضا خان، خاطرات ویلیام او. داگلاس، قاضی بانفوذ دیوان عالی آمریکا، تصویری عریان و بی‌واسطه از نوع نگاه حاکمیت به مردم ارائه می‌دهد؛ نگاهی که کرامت انسانی را در برابر اقتدار نظامی به‌کلی بی‌اعتبار می‌کرد.

داگلاس در خاطرات خود به نقل از کلانتر و بزرگان محلی می‌نویسد: در یکی از مناطق عشایری ایران، افسری از ارتش رضاخان صاحب چند توله‌سگ اصیل بوده است. پس از مرگ سگ ماده، این افسر دستور می‌دهد سربازان هر روز صبح به روستا‌های اطراف بروند و از زنان شیرده «شیر مادر» جمع‌آوری کنند تا برای تغذیه توله‌سگ‌های او استفاده شود. درخواست شیر گاو یا بز از سوی روستاییان رد می‌شود؛ تنها «شیر مادر» قابل قبول است.

بر اساس این روایت، زنان عشایر با تهدید و زور نظامیان ناچار به اطاعت می‌شوند و این روند تحقیرآمیز برای ماه‌ها ادامه پیدا می‌کند؛ تا زمانی که سگ‌ها بزرگ شوند. کلانتر محلی در روایت خود تأکید می‌کند که مردم، بسیاری از خشونت‌ها و خسارت‌های ارتش را تحمل کردند، اما این اقدام را «هرگز نبخشیدند».

آنچه این ماجرا را به زخمی عمیق در حافظه جمعی عشایر بدل کرده، صرفاً ماهیت خشونت‌آمیز آن نیست، بلکه تعرض آشکار به مقدسات فرهنگی و دینی مردم است. داگلاس می‌نویسد: سگ در فرهنگ اسلامی نجس شمرده می‌شود و در میان عشایر قشقایی و لر، «شیر مادر» جایگاهی مقدس دارد؛ تا آنجا که یکی از سنگین‌ترین و مقدس‌ترین سوگند‌ها «به شیر مادرم» است. افسر ارتش، آگاهانه یا ناآگاهانه، این حرمت را در هم می‌شکند.

این روایت، تنها یک خاطره نیست؛ سندی است از سازوکار رفتار با مردم در دوره رضاخان که با توسل به زور، تحقیر و بی‌اعتنایی به فرهنگ بومی، تلاش داشت عشایر را به تمکین وادارد. سیاستی که نه‌تنها معیشت، بلکه هویت، باور‌ها و شرافت اجتماعی مردم را هدف قرار می‌داد.

 

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha