صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۱:۴۶ | ۱۱ / ۱۰ /۱۴۰۴
| |

تروریسم مشارکتی تل آویو و برلین

سخنان اخیر صدراعظم آلمان در سرزمین‌های اشغالی، فراتر از یک حمایت سیاسی، پرده از همسویی عمیق ایدئولوژیک و امنیتی برلین با تل‌آویو برمی‌دارد؛ رویکردی که با واگذاری اجرای خشونت به اسرائیل، مرز میان منافع ملی دولت‌های غربی و سیاست‌های تجاوزگرانه این رژیم را بیش از پیش مخدوش کرده است.
کد خبر : 1023116

به گزارش خبرگزاری آنا، سخنان اخیر اولاف شولتس، صدراعظم آلمان، در جریان بازدید از سرزمین‌های اشغالی، پرده از عمق همسویی ایدئولوژیک و سیاسی برلین با تل‌آویو برمی‌دارد. اظهاراتی که فراتر از حمایت دیپلماتیک معمول، گویای ادغام پروژه امنیتی-اخلاقی اسرائیل در دکترین حکومتی آلمان است. وقتی یک رهبر اروپایی، دولت اسرائیل را به خاطر انجام «وظایف دشوار» به نیابت از جهان غرب مورد ستایش قرار می‌دهد، این امر نشان‌دهنده ورود به مرحله جدیدی از پذیرش سیستماتیک خشونت به عنوان ابزاری برای حفظ نظم مورد نظر غرب است. این وضعیت، ساختار نوینی از همکاری را رقم می‌زند که می‌توان آن را «تروریسم مشارکتی» نامید.

ادعای صدراعظم آلمان مبنی بر اینکه حمایت از اسرائیل در سرشت ملی آلمان ریشه دارد، صرفاً یک ژست سیاسی نیست، بلکه تلاشی برای تثبیت یک پیوند هویتی میان بخشی از نخبگان حاکم بر آلمان و روایت صهیونیستی است. در این نگاه، اسرائیل دیگر صرفاً یک متحد استراتژیک نیست، بلکه به مثابه دیواره دفاعی اخلاقی غرب علیه نیرو‌های رقیب تعریف می‌شود. این سطح از همسویی باعث می‌شود مرز بین منافع ملی آلمان و منافع امنیتی اسرائیل مخدوش شده و تل‌آویو به عاملیت اصلی در اجرای سیاست‌های امنیتی غرب در منطقه تبدیل شود.

علی‌رغم تلاش‌های مقامات آلمانی برای نهادینه کردن این همبستگی مطلق، شواهد میدانی از تضاد بنیادین میان سیاست رسمی و وجدان عمومی جامعه آلمان حکایت دارند. اعتراضات گسترده‌ای که پس از تداوم حملات به غزه در شهر‌های کلیدی آلمان شکل گرفت، نشان‌دهنده انزجار اخلاقی بخش بزرگی از شهروندان از سیاست کورکورانه دولت است. متفکران و فعالان مدنی آلمانی به درستی این همسویی را نقض آشکار موازین حقوق بشری می‌دانند که پس از جنگ جهانی دوم مبنای هویت جمهوری فدرال آلمان قرار گرفته است. لذا، اظهارات رهبران، بازتاب گفتمان اقلیتی مسلط است نه خواست اکثریت ملت.

نکته حیاتی در این ماجرا، شکل‌گیری یک سلسله مراتب نفوذ در غرب است که محوریت آن در لابی‌های قدرتمند صهیونیستی و خود رژیم اسرائیل متمرکز است. در این ساختار، تل‌آویو نقش تعیین‌کننده دستور کار (متغیر مستقل) را ایفا می‌کند و دولت‌هایی مانند آلمان به عنوان مجریان (متغیر وابسته) عمل می‌نمایند. قدرت این شبکه در توانایی آن برای کنترل گفتمان، از طریق ابزار‌هایی مانند برچسب‌زنی اتهام‌آمیز (مانند یهودستیزی) علیه منتقدین، تعریف شده است. سخنان شولتس در این چارچوب، تلاشی برای کسب اعتبار و تثبیت جایگاه در این منظومه قدرت است که در آن وفاداری بی‌قید و شرط پاداش داده می‌شود.

در نهایت، این رویکرد نشان می‌دهد که مبارزه در برابر سیاست‌های تجاوزگرانه، نیازمند رصد همزمان دو جبهه است: هسته مرکزی (تل‌آویو) و شبکه اجرایی پیرامونی (دولت‌های غربی حامی). اعتراف ناخواسته مقامات آلمانی مبنی بر واگذاری «کار‌های کثیف» به اسرائیل، سندی انکارناپذیر از این رابطه ارباب و کارگزاری است که اساس آن بر تسهیل خشونت سازمان‌یافته استوار است. برای مقابله با این شبکه جهانی تروریسم ساختاری، تنها افشای پیوند‌های ایدئولوژیک و منافع مشترک میان قدرت‌های غربی و رژیم صهیونیستی می‌تواند به عنوان راهبرد شناختی مؤثر عمل کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha