یاشار کمال هرگز خودش را منفک از مردمش ندانست/ «اینجه ممد» منبع الهام نویسندگان ایرانی
به گزارش خبرنگار فرهنگی آنا،علیرضا سیف الدینی یکی از مترجمان معاصر است که تاکنون آثار متعددی را از یاشار کمال نویسنده شهیر ترک که طی روزهای اخیر درگذشته به فارسی برگردانده است. «یاغی»، «آب خوردن مورچه»، «خروسخوان»، «بنگر فرات خون است»، «مرد کوهستان»، «قصه جزیره» و... برخی ازاین آثار به شمار میروند. با او درباره مولفههای آثار یاشار کمال به گفتوگو نشستهایم.
* شما یکی از مترجمانی بودهاید که ترجمه آثار یاشار کمال را از دو دهه پیش شروع کردید و تا امروز آثار متعددی از این نویسنده فقید را به فارسی برگرداندهاید، اگر ممکن است درباره مولفه آثار داستانی او بگویید؟
- کارهای اول یاشار کمال، منظورم آن گروه از کارهایی است که در فاصله سال های 1950 تا 1960 نوشت تاثیر زیادی بر ادبیات دنیا گذاشت، درواقع رمان «اینجه ممد» که شاید میتوان آن را شاخصترین اثر یاشار کمال دانست بعد از انتشار منبع الهام نویسندگان زیادی شد. به ویژه در ایران که برخی از نویسندگان تلاش کردند با ترسیم فضایی که در این رمان وجود داشت به نگارش اثر بپردازند و به طورکلی این اثر او، دریچه تازهای را در آن زمان به روی نویسندگان دیگر گشود و باعث شد تا آنها نیز به تبع سبک وسیاق نویسندگی او به ارائه اثر بپردازند. به هرحال «اینجه ممد» بعد از انتشار توانست با اقبال خوبی هم در ترکیه و هم در کشورهای دیگر مواجه شود، اولین مترجمی هم که این اثر را به فارسی برگرداند، زنده یاد ثمین باغچهبان بود. بعد از آن، کتابهای یاشار کمال به دست مترجمان مختلفی ترجمه شد.
* آنچه که باعث شد تا آثار یاشار کمال تاثیرعمیقی بر مخاطبان ونویسندگان همدورهاش بگذارد چه بود؟
- شاید به این خاطر که او هیچگاه خود را از مردم مملکتش منفک ندانست و همیشه قصههای سرزمین خویش را روایت میکرد. در اغلب آثار او همواره قهرمانی هست که مقابل ظلم میایستد و به نوعی از حق طرفداری میکند، این مسئله نقطه پررنگ آثار یاشار کمال به شمار میرود، او به واسطه تزریق چنین مولفهای توانست مخاطبان زیادی به دست بیاورد، آن هم در گیر و دار شرایط سیاسی ترکیه که انتشار این آثار میتوانستند به میزان زیاد بر مردم تاثیر بگذارند و به لحاظ درونمایهای که داشتند مخاطبان با این کارها ارتباط برقرار میکردند. از اینها گذشته در آثار او یک سبک یا شیوه خاصی وجود نداشت، بلکه او در کارهایش از تمام مکاتب ادبی بهره میگرفت. درواقع او به نقطهای رسیده بود که معتقد بود کارهایش نه رئالیسیتی صرف است و نه ناتورالیستی. بلکه آمیختهای از سبکهای مختلف است که خود او به ترکیب آنها پرداخته است.

* خود او در وادی ادبیات داستانی تحتتاثیر کدام یک از نویسندگان مطرح دنیا بود؟
- او دراین زمینه از متأثر از نویسندگانی چون تولستوی، داستایفسکی و... بود و آثار این نویسندگان را دوست داشت. احساسی که من نسبت به یاشار کمال دارم این است که او خودش هم جزء نویسندگان بزرگی است که تا ابد در تاریخ ادبیات داستانی جهان ماندگار میشود. هم به خاطر آثار و هم طرز تفکری که نسبت به جامعه و مردمش داشت. فارغ ازاینها نمیتوان او را نویسندهای مدرن دانست، شاید به این خاطر که او علاقه زیادی به ترسیم فضاهای کلاسیک مانند فضاهای روستایی داشت.
* آنچه برای من مخاطب درباره یاشار کمال حائز اهمیت است، پرداختن بیشتر او به سجایای اخلاقی قهرمانان داستانهایش است.شما نیز قطعا به چنین مسئلهای برخوردهاید؟
- همینطوراست، او صرفنظر ازاین که به رویارویی دو عنصر خیر و شر میپرداخت، به انسانیت توجه عمیقی داشت. جالب این است که در آثار برخی از نویسندگان، پرداختن به چنین مولفهای موجب شعاری شدن کار میشود اما در آثار او هیچ گاه این مسئله بروز نیافت، کما این که از انسانیت سخن گفتن او تا کارهای آخرش، هرگز تمام نشد و او میکوشید به واسطه تبیین سجایای اخلاقی و انعکاس انسانیت، بارقه امیدی را در دل مخاطبان روشن و زندگی را برای آنهایی که مورد ظلم واقع شدهاند راحتتر سازد.
* یاشار کمال از معدود نویسندگانی است که آثارش تماما دارای تهمایههای سیاسی است،این نشان میدهد که خود او هم طعم تلخ فراز و نشیبهای سیاسی را که در کشورش اتفاق افتاده حس کرده و متاثر از این تجربه به نگارش اثر پرداخته است، اگر ممکن است درباره این ویژگی او نیز توضیح دهید؟
- ببینید، مسئله مهم درباره یاشار کمال فارغ از آنچه که شما به آن اشاره کردید، این بود که اگر هم در آثارش به وقایع سیاسی مملکت خود اشاره میکرد بیطرفانه در این زمینه حرکت میکرد، یعنی هیچگاه سعی نکرد در آثارش تنها سیاستمداران کشورش را مقصر قلمداد کند بلکه در برههای از زمان مردم را هم در مشکلاتی که برای کشورش به وجود آمد دخیل میدانست. او همانطور که محاسن مردم ترکیه را مطرح میکند درباره خیانتها، رذالتها و بدیهای برخی از آنها نیز میگوید. به عنوان مثال، این خصیصه در سه گانه «آن سوی کوهستان» و مسائلی که در فضاهای روستایی میگذرد بیشتر به چشم میخورد.
* خود شما دراین سالها هیچ وقت سعی کردید با او تماس بگیرید؟
- بله، بعد از انتشار سه گانه «قصه جزیره» از طریق ناشر با او ارتباط برقرار کردم و تلفنی صحبت کردیم.
* دیدگاهش نسبت به ایران به ویژه ازاین منظر که از معدود کشورهایی هستیم که قانون کپی رایت را رعایت نمیکنیم چه بود؟
- این را میدانست که در ایران کپی رایت وجود ندارد، اما از آن دسته نویسندگانی هم نبود که به واسطه این مسئله با ترجمه و انتشار آثارش در ایران مخالفت کند.
* شما دراوایل دهه هفتاد برای اولین بار «یاغی» را از او ترجمه کردید که بعد ازاین همه سال دیگر توفیق تجدید چاپ پیدا نکرده است، آیا قرار است درگذشت یاشارکمال بهانهای برای چاپ مجدد این اثر شود؟
-اتفاقا جالب است که به شما بگویم قرار است این کتاب از سوی انتشارات «نیماژ» منتشر شود. حالا این که چرا انتشار مجدد این کتاب به تعویق افتاد یک بخش آن به واسطه گرفتاریهای من برمیگردد که در این سالها مشغول نگارش آثار دیگری هم از او شدم و این که به طور کلی مترجمی نیستم که بخواهم بر یک مسئله متمرکز شوم و وقت خود را برسر این بگذارم که چرا کتابی تجدید چاپ نشده است، سعی کردهام از حواشی دور باشم و کارهای مفیدتری انجام دهم.
گفتوگو: آزاده صالحی