دبیرکل حزب نگاه نو، با اشاره به حضور گسترده مردم در راهپیمایی اخیر گفت: ملت ایران با وجود مشکلات اقتصادی و معیشتی، با وحدت و انسجام پای آرمانهای انقلاب و رهبری ایستاده و اجازه هیچگونه دخالت یا تعدی خارجی را نمیدهد؛ حضوری که پیام روشنی از اقتدار و پشتوانه مردمی نظام به دوستان و دشمنان کشور مخابره کرد.
«ترامپیسم» صرفاً یک جریان سیاسی نیست، بلکه بازتابی از شکاف عمیق اجتماعی، فروپاشی اخلاق عمومی و بحران مزمن در مدل آمریکایی آزادی و امنیت است؛ مدلی که نهتنها در خاورمیانه، بلکه در خانههای خود آمریکاییها نیز قربانی میگیرد.
کارشناس مسائل سیاسی تأکید کرد: حضور ربع پهلوی در کنفرانس امنیتی مونیخ محدود به جلسات فرعی بود و هیچ جایگاهی در جامعه ایرانی ندارد. رسانههای غربی با بزرگنمایی این حضور تلاش کردهاند تصویری غیرواقعی از او ارائه کنند و این اقدام بیش از آنکه نشاندهنده مشروعیت باشد، یک نمایش رسانهای است.
رؤیای پلوسی برای فروپاشی ایران از مسیر سفره مردم، در نبرد ۱۲ روزه به بنبست رسید. اکنون طبقه متوسط با درک نیت واقعی دموکراتها در غارت بازارهای انرژی، به «میانه مقتدری» تبدیل شده که امنیت ملی را خط قرمز غیرقابل معامله میداند.
قدرت تنها ابزار بقا نیست؛ مرز میان استقلال و وابستگی است. ایران، برخلاف تصورات غربی، با اتکا به اراده و توانمندیهای داخلی، مسیر پیشرفت و استقلال خود را ادامه میدهد و تهدیدهای اقتصادی و نظامی را فرصتی برای تقویت جایگاه خود میبیند.
مکاتبات اخیر میان دبیرکل حزبالله و مشاور رهبر انقلاب، نمایانگر یک «دکترین تمدنی» است؛ پیامی که حضور حزبالله در مرزهای شمال فلسطین اشغالی را، نه نتیجه اتفاقات پس از ۱۹۸۲، بلکه ثمره ریشههای تاریخی و پیوندهای فکری و فقهی ایران و لبنان نشان میدهد.
تحلیلگر ارشد مسائل سیاسیـامنیتی نوشت: رقابت میان ربع پهلوی و سازمان منافقین را میتوان رقابت میان «سرمایه نمادین» و «سرمایه سازمانی» دانست؛ ۲ مسیر متفاوت برای رسیدن به قدرت، با پیامدهای کاملاً متفاوت برای ساختار حکمرانی آینده ایران.
دبیر و سخنگوی ستاد انتخابات وزارت کشور، با اعلام ثبتنام ۳۶ هزار و ۵۲۷ داوطلب تا ساعت ۱۴ روز سوم فرآیند نامنویسی انتخابات شورای روستا، از برگزاری جلسات مشترک با هیئت مرکزی نظارت مجلس شورای اسلامی و هدفگذاری برای برگزاری انتخابات یازدهم اردیبهشت ۱۴۰۵ بهصورت تمامالکترونیک خبر داد.
بررسی حواشی نشست امنیتی مونیخ و تجمع جریان سلطنتطلب نشان میدهد که علیرغم فضاسازیهای سنگین رسانهای، رضا پهلوی با بنبست جدی در مشروعیت بینالمللی و پایگاه اجتماعی مواجه شده است.