جمعه  15  فروردین  1399
Print Short Link
Zoom In
Zoom Out
اختران سپهر فرهنگ و تمدن اسلام و ایران

عارفی که «ریحانه شام» شد

پنجشنبه 17 بهمن 1398 ساعت 08:45
ابوالحسن احمد بن ابی‌الحواری (164-246ق) عارف مشهور اهل دمشق است که شیخ جنید او را «ریحانه شام» نامید.

گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری آنا ـ بارها شنیده‌ایم که گذشته چراغ راه آینده است. این چراغ، روشنگر مسیری است که به ساختن بنای تمدن ایرانی اسلامی می‌انجامد. چراغی که انوار روشنگرش حاصل تلاش صدها حکیم، هنرمند و فیلسوف مسلمان است که از قرن‌ها پیش خشت به خشت این بنای سترگ را روی هم گذاشته‌اند.

با شما مخاطب گرامی قراری گذاشته‌ایم تا هر روز به بهانه عددی که تقویم برای تاریخ آن روز به ما نشان می‌دهد، به زندگی یکی از مشاهیر و بزرگان تاریخ کهن ایران و اسلام مختصر اشاره‌ای کنیم تا بتوانیم پس از یک سال، با این انوار روشنگر چراغ تمدن و فرهنگ آشنا شویم. به این منظور هر روز صبح، بخشی از تاریخ کهن خود و افتخارات آن را مرور خواهیم کرد.

برای خوشه‌چینی از این خرمن دانش و فرهنگ، جلد اول کتاب «تقویم تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام و ایران» تألیف دکتر علی‌اکبر ولایتی که به سال ۱۳۹۲ در انتشارات امیرکبیر به زیور طبع آراسته شده، بهره برده‌ایم.

ابوالحسن احمد بن ابیالحواری (164-246ق) عارف مشهور اهل شام است. اصل او را از کوفه دانسته‌اند، اما در دمشق زیسته است. خانواده او به زهد و وَرَع و عرفان معروف بوده‌اند. 

احمد از وکیع بن جراح و ولید بن مسلم روایت کرده است و عبدالله بن محمد مقدسی، حسین بن عبدالله قطان رقی، ابوزرعه و ابو حاتم رازیان از او روایت کرده‌اند.

احمد بن ابی الحواری در تصوف از مریدان ابوسلیمان دارانی بوده و با مشایخی همچون سفیان بن عیینه، احمد بن عاصم انطاکی، فضیل بن عیاض، بشر بن سری و ابن سماک نیز مصاحبت داشته است.

گفته‌اند وی 30 سال به کسب علم پرداخت و سپس کتاب‌های خویش را در آب ریخت. برخی نیز گفته‌اند که در حال جذبه و سُکر نوشته‌هایش را غرق کرده است.

احمد از مشایخ بزرگ شام بود و جنید او را «ریحانه شام» خوانده است. وی در طریقت، سخنان و اشارات لطیفی داشته  و در تصوف نیز صاحب کتابی بوده که خواجه عبدالله انصاری، آن را دیده است. به گفته هجویری او غنا را بر فقر ترجیح می‌داده و آن را برای خلق، برتر از صفت فقر می‌دانسته است.

احمد در طریقت، بر ضرورت پیروی از شریعت و سنت رسول خدا تأکید داشته و عمل بدون تبعیت از سنت را باطل می‌دانسته است. گفته‌اند که وی ولایت را برتر از نبوت می‌شمرده و از این رو، از دمشق گریخته و مدتی در مکه به‌سر برده است.

سال وفات او را برخی در 230ق نوشته‌اند، اما ظاهراً تاریخ درست وفات او 246ق است که شاگردش ابوزرعه دمشقی نقل کرده است.

انتهای پیام/4104/

http://ana.ir/i/469831
عبدالباقی بغدادی؛ فقیه ریاضیدان

عبدالباقی بغدادی؛ فقیه ریاضیدان

محمد بن سلیمان بغدادی و راه رسیدن به مراتب توحید

محمد بن سلیمان بغدادی و راه رسیدن به مراتب توحید

ابوحمزه بغدادی و تأکید بر قُرب الهی در آیین تصوف

ابوحمزه بغدادی و تأکید بر قُرب الهی در آیین تصوف

محمد امین آتشی؛ شاعری ایرانی‌تبار از دیار هند

محمد امین آتشی؛ شاعری ایرانی‌تبار از دیار هند

ستاره‌شناس مسلمان و نظریه حرکت حلزونی سیارات

ستاره‌شناس مسلمان و نظریه حرکت حلزونی سیارات

ابن هَبَل؛ طبیب ادیبی از دیار عراق

ابن هَبَل؛ طبیب ادیبی از دیار عراق

ابواحمد عسکری؛ راوی خطبه امیرالمؤمنین(ع)

ابواحمد عسکری؛ راوی خطبه امیرالمؤمنین(ع)

جمال‌الدین بَحرَق؛ فقیهی از دیار حجاز

جمال‌الدین بَحرَق؛ فقیهی از دیار حجاز

بَحرانی؛ عالم فرهیخته‌ای از بحرین

بَحرانی؛ عالم فرهیخته‌ای از بحرین

صَلاح بن مبارک؛ صوفی اهل بُخارا

صَلاح بن مبارک؛ صوفی اهل بُخارا

ابن طِقطَقی؛ تاریخ‌نگاری از تبار سادات حسنی

ابن طِقطَقی؛ تاریخ‌نگاری از تبار سادات حسنی

زندگی عارفانه ابوالفضل خُتَّلی

زندگی عارفانه ابوالفضل خُتَّلی

ابن کشکریه و درمان زخم شمشیر با داروی گیاهی

ابن کشکریه و درمان زخم شمشیر با داروی گیاهی

ابن اَبی‌طَیّ؛ تاریخ‌نگاری از شهر حلب

ابن اَبی‌طَیّ؛ تاریخ‌نگاری از شهر حلب

ابوالمؤَیَّد بلخی؛ نخستین نویسنده داستان‌های شاهنامه در ادب فارسی

ابوالمؤَیَّد بلخی؛ نخستین نویسنده داستان‌های شاهنامه در ادب فارسی

ابن عِبری؛ مؤلفی کوشا و پرکار

ابن عِبری؛ مؤلفی کوشا و پرکار

قاضی برجسته‌ای که استاد عبید زاکانی و حافظ شد

قاضی برجسته‌ای که استاد عبید زاکانی و حافظ شد

ابن مَردویه؛ محدثی از دیار اصفهان

ابن مَردویه؛ محدثی از دیار اصفهان

ابوعبدالله محمد بتّانی؛  ستاره‌شناس مسلمان که الهام‌بخش دانشمندان غربی شد

ابوعبدالله محمد بتّانی؛ ستاره‌شناس مسلمان که الهام‌بخش دانشمندان غربی شد