چهارشنبه  07  خرداد  1399
Print Short Link
Zoom In
Zoom Out
تقویم تاریخ به سبکی متفاوت/ 21 دی

ابن صیرفی؛ مورخی از دیار مصر

شنبه 21 دی 1398 ساعت 00:10
نورالدین علی بن داوود بن ابراهیم معروف به «ابن صیرفی» ‌یا «جوهری»، فقیه و مورخ قرن هشتم و نهم هجری است.

به گزارش خبرنگار حوزه آیین و اندیشه گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری آنا، بارها شنیده‌ایم که گذشته چراغ راه آینده است. این چراغ، روشنگر مسیری است که به ساختن بنای تمدن ایرانی اسلامی می‌انجامد. چراغی که انوار روشنگرش حاصل تلاش صدها حکیم، هنرمند و فیلسوف مسلمان است که از قرن‌ها پیش خشت به خشت این بنای سترگ را روی هم گذاشته‌اند.

با شما مخاطب گرامی قراری گذاشته‌ایم تا هر روز به بهانه عددی که تقویم برای تاریخ آن روز به ما نشان می‌دهد، به زندگی یکی از مشاهیر و بزرگان تاریخ کهن ایران و اسلام مختصر اشاره‌ای کنیم تا بتوانیم پس از یک سال، با این انوار روشنگر چراغ تمدن و فرهنگ آشنا شویم. به این منظور هر روز صبح، بخشی از تاریخ کهن خود و افتخارات آن را مرور خواهیم کرد.

برای خوشه‌چینی از این خرمن دانش و فرهنگ، جلد اول کتاب«تقویم تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام و ایران» تألیف دکتر علی‌اکبر ولایتی که به سال ۱۳۹۲ در انتشارات امیرکبیر به زیور طبع آراسته شده، بهره برده‌ایم.

نورالدین علی بن داوود بن ابراهیم (819-900ق )، معروف به «ابن داود» ‌یا «جوهری»، فقیه و مورخ قرن هشتم و نهم هجری است.

وی در مصر و در 14 جمادی‌الآخر به دنیا آمد. در آن زمان ممالیک بَرجَیه بر مصر حکومت می‌کردند. چون پدرش صراف بود، به «ابن صیرفی» یا «جوهری» معروف شد.

ابن صیرفی مقدمات علوم را از زراتیتی و ابن دیری فرا گرفت و شیخ تقی‌الدین شمنی شرح نقایة و شرح نخبة را به او آموخت. ابن صیرفی در حلقه درس و املای ابن حجر شرکت می‌کرد و مدت زیادی ملازم و مصاحب او بود. ابن حجر نیز توجه ویژه‌ای به او داشت، تا جایی که پشت سر او نماز می‌گزارد.

شیخ بدرالدین عینی، قاضی‌القضات محب‌الدین بن شحنه، شهاب‌الدین احمد آمِدی نحوی و محیی‌الدین کافیجی از دیگر استادان ابن صیرفی بودند.

ابن صیرفی برای تکمیل دانش خود در زمینه فقه و تاریخ مدتی از محضر محمد بن ابراهیم شروانی شافعی بهره برد و شرح‌العمدة را نزد او خواند.. وی، علاوه بر فقه، به فراگیری نحو و اصول و عروض نیز پرداخت و قرآن و برخی کتب مشهور مانند الفیه ابن مالک و خزرجیه را حفظ کرد.

ابن صیرفی یک بار به زیارت خانه خدا مشرف شد و از آنجا به بیت‌المقدس و سپس به دمیاط رفت و در مدرسه صوفیه بیبرسیه و برقوقیه ساکن و در آنجا به تدریس مشغول شد.

وی پس از مرگ پدرش در 853ق، به جواهرفروشی پرداخت، اما همان‌طور که خود در یکی از کتاب‌هایش اشاره کرده، زندگی‌اش با فقر و تنگدستی توأم بوده است و ناچار برای امرار معاش از کتب با ارزشی چون آثار ابن حجر، ابن تغری بردی، سخاوی و ابن کثیر نسخه‌برداری می‌کرده است. ابن شحنه همواره سعی می‌کرد تا به ابن صیرفی برای دست‌یابی به منصب یاری رساند. بنابراین در 1467م نیابت قضا را بر عهده او گذاشت.

ابن صیرفی، پس از فراگیری فقه و اصول و علوم دیگر، به تاریخ روی آورد. وی با استفاده از منابعی که در اختیار داشت، چند رساله تاریخی نوشت و در این زمینه با مورخان زمان خود، چون ابن تغری بردی، رقابت و حتی از آنها انتقاد نیز می‌کرد. ابن صیرفی با ابوطیب انصاری، شاعر شافعی‌مذهب، ارتباط داشت.

آثار ابن صیرفی بدین قرارند:

1. انباء الهصر بابناء العصر، که در آن برخی از رویدادهای مصر، بین سال‌های 873 تا 886ق، شرح داده شده است. در این زمان مصر شاهد حوادث ناگواری چون جنگ‌های داخلی و خارجی، قحطی، فقر، مفاسد اجتماعی و بیدادگری سلاطین بوده است؛ اما مؤلف که خود شاهد این وقایع بوده، از شرح آنها خودداری کرده و به مسائل جزئی و حاشیه‌ای پرداخته است. با اینکه وی سعی داشته کارهای سلطان و حکام او را موجه جلوه دهد، در مواردی ناخواسته به برخی از خوش‌گذرانی‌ها و بی‌عدالتی‌های حکام و مفاسد اجتماعی اشاره کرده است. این اثر در 1970 به کوشش حسن حبشی چاپ شده است.

2. نزهة‌النفوس و الابدان فی تواریخ‌الزمان، در این کتاب تاریخی رخدادهای سال‌های 784 تا 850ق، یعنی از ابتدای حکومت سلطان برفوق تا اواخر حکومت سلطان برقوق تا اواخر حکومت سلطان جقمق، شرح داده شده است. ابن صیرفی منابع خود را به جز چند مورد، ذکر نکرده و به همین سبب مورخان معاصر وی به او شدیداً انتقاد کرده‌اند. او حوادث تاریخی را بر حسب روز و ماه و سال تقسیم‌بندی کرده و درگذشتگان هر سال را در پایان آن سال آورده است. ذکر برخی اخبار خرافه‌آمیز نیز از نکات ناپسند این اثر است. این کتاب، به شکلی ناقص، در قاهره به چاپ رسیده است.

3. الجوهریة، کتابی درباره تاریخ اسلام و سیره نبوی است. نسخه‌ای از این کتاب در کتابخانه رضا در رامپور هند محفوظ است

4. الدر المنظوم فیما ورد فی مصر و اهلها من موجود و معدوم؛

5. سیرة‌الاشرف قایتبای، نسخه‌ای از آن در موزه بریتانیا نگه‌داری می‌شود؛

انتهای پیام/4104/

http://ana.ir/i/465532
ابن عربشاه؛ شاعر چیره‌دست دمشقی

ابن عربشاه؛ شاعر چیره‌دست دمشقی

ابن‌عِنَبه؛ نسب‌شناس شیعه

ابن‌عِنَبه؛ نسب‌شناس شیعه

اثیرالدین اَخسیکَتی؛ قصیده‌سرای سبک خراسانی

اثیرالدین اَخسیکَتی؛ قصیده‌سرای سبک خراسانی

صابر ترمذی؛ شاعری از دیار خراسان

صابر ترمذی؛ شاعری از دیار خراسان

ابوسعید ابوالخیر و عرفان هماهنگ با زندگی روزمره

ابوسعید ابوالخیر و عرفان هماهنگ با زندگی روزمره

ابن فُوَطی؛ کتابدار رصدخانه مراغه

ابن فُوَطی؛ کتابدار رصدخانه مراغه

ابن طفیل، مؤلف رساله «حی بن یقظان»

ابن طفیل، مؤلف رساله «حی بن یقظان»

ابن عِماد؛ فقیه دمشقی

ابن عِماد؛ فقیه دمشقی

 ابوالحسن بِقاعی؛ مخالف سرسخت صوفیان

 ابوالحسن بِقاعی؛ مخالف سرسخت صوفیان

ابن ابّار؛ فقیه شاعر

ابن ابّار؛ فقیه شاعر

ابوالحسن بَغَوی؛ فقیه خراسانی ساکن مکه

ابوالحسن بَغَوی؛ فقیه خراسانی ساکن مکه

میرزاتقی‌خان امیرکبیر؛ از مبارزه با استعمار خارجی تا اصلاحات در امور داخلی

میرزاتقی‌خان امیرکبیر؛ از مبارزه با استعمار خارجی تا اصلاحات در امور داخلی

ابن‌رُقیقه و شیوه منحصر به‌فرد درمان آب‌مروارید

ابن‌رُقیقه و شیوه منحصر به‌فرد درمان آب‌مروارید

شیوه‌های جالب آموزش موسیقی در 1000 سال پیش

شیوه‌های جالب آموزش موسیقی در 1000 سال پیش

انوشیروان خالد؛ روایتگر تاریخ سلجوقیان

انوشیروان خالد؛ روایتگر تاریخ سلجوقیان

ابن بنّای مراکشی و روش جذر تقریبی اعداد گنگ

ابن بنّای مراکشی و روش جذر تقریبی اعداد گنگ

عبدالسلام فیتوری؛ عارفی از دیار طرابلس

عبدالسلام فیتوری؛ عارفی از دیار طرابلس

ابن نجّار؛ مورخ معتمد

ابن نجّار؛ مورخ معتمد

ابن ابی‌لیلی، فقیه دوستدار امیرالمومنین (ع)

ابن ابی‌لیلی، فقیه دوستدار امیرالمومنین (ع)

ابن ابی‌البیان؛ استاد داروشناس

ابن ابی‌البیان؛ استاد داروشناس

ابن‌عالِمه؛ طبیب هنردوست دمشقی

ابن‌عالِمه؛ طبیب هنردوست دمشقی