سه شنبه  04  تیر  1398
دوشنبه , 22 تیر 1394 ساعت 17:46

چطور زندگی شاد و آرامی داشته باشید؟

8 راه برای رهایی از افکار منفی و رسیدن به آرامش

روانشناسان معتقدند که تفکر بیش از حد می تواند باعث بروز اشکالات اساسی در اعمال انسان شود، به ویژه برای خانم هایی که در استرس و ناامیدی بسرمی‌برند، به اضطراب و افسردگیشان منجر خواهد شد.در ادامه، توصیه هایی برای توقف تفکر بیش از حد و آرامش یافتن در زمان حال به شما پیشنهاد می‌شود.

به گزارش گروه رسانه‌های دیگر خبرگزاری آنا به نقل از سایت روان، همۀ ما برای مثبت بودن بیشترین تلاش خود رامی کنیم، ولی گاهی هم الگوهای منفی فکری باعث نابودی لحظات زیبای زندگیمان می شود.

ما ممکن است در گذشته اشتباهاتی کرده باشیم که باعث نگرانی و تنش ما در زمان حال باشد و این موضوع می تواند در آینده به نتایج منفی منجر شود. ما احتمالاً بیش از اندازه به تجزیه و تحلیل تجارب معمولی و تعاملاتمان می پردازیم و این در حالی است که بسیاری از مشغولیات ذهنی ما، حتی وجود خارجی هم ندارند. بسیاری از مواقع به محض این که اتفاق بدی رخ می دهد، ما آن را با اتفاقات بد گذشته پیوند می دهیم و شروع به احساس ناراحتی و غم می کنیم و شاید همین حالا در مورد بسیاری از مشکلات که احتمال می دهیم به نتایج منفی برسد، به خود سخت بگیریم و مضطرب باشیم.

اگر شما بسیاری از مواقع خود را در چنین موقعیت هایی می یابید، به قول روانشناسان؛ "بیش از اندازه متفکر" هستید و این طرز فکر می تواند به سلامتی شما آسیب شدید برساند.
روانشناسان معتقدند که تفکر بیش از حد می تواند باعث بروز اشکالات اساسی در اعمال انسان شود، به ویژه برای خانم هایی که در استرس و ناامیدی بسر می برند، به اضطراب و افسردگیشان منجر خواهد شد.
در ادامه، توصیه هایی برای توقف تفکر بیش از حد و آرامش یافتن در زمان حال به شما پیشنهاد می شود.

1- پذیرش این که بیش از حد تفکر می کنید

نخستین گام برای حل مشکل، قبول آن است. اگر احساس می کنید که نمی توانید ذهن خود را نسبت به افکار بیش از اندازه کنترل کنید و این موضوع در کاهش شادی، تصمیم گیری، انجام کارها و یا تشکیل روابط عاطفی شما تاثیر گذار است پس بپذیرید که مشکل دارید. اگر هر زمانی که اتفاق بدی می افتد و خود را در دام افسردگی و منفی گرایی می بینید، شما مشکل دارید. انکار مشکل و سرِ خود را درون برف پنهان کردن منجر به وضعیت بدتر شما خواهد شد. اگر در این مورد شک دارید و مطمئن نیستید، از دوستان وعزیزان خود صادقانه بخواهید که به شما واقعیت را بگویند زیرا آنها گاهی شما را بهتر از خودتان مشاهده می کنند.

2- خود را ببخشید؛ مغز ما تمایل طبیعی به تفکر بیش از حد دارد

هنگامی که پذیرفتید بیش از حد فکر می کنید، خود را ببخشید زیرا مغز انسان تمایل طبیعی به تفکر بیش از حد دارد. خانم دکتر روانشناس «سوزان نولن-هوکسما» کارشناس برجسته در این زمینه، می گوید: "مغز ما برای تفکر بیش از حد برنامه ریزی شده است زیرا افکار و خاطرات ما به طور ذاتی به یکدیگر مرتبط هستند. بنابراین هنگامی که انسان در اثر یک رخداد دچار استرس می شود، سیل افکار منفی که هیچ ربطی به موضوع اصلی ندارد به ذهن او سرازیر می شود. برای نمونه؛ عملکرد ضعیف شغلی شما باعث می شود که به یاد خاله تان که سال گذشته فوت کرده، بیافتید!"
علاوه بر این زمانی که اتفاق بدی برای انسان رخ می دهد یا کسی احساس منفی دارد، به احتمال زیاد به تمام چیز های منفی که زندگی اتفاق افتاده و ربطی به یکدیگر ندارند و شاید حتی وجود نداشته باشند، فکر می کند. هر چه این اتفاق بیشتر رخ دهد، در آینده فرد به تفکرات بیشتر و بیش از حد گرفتار می شود. حال با دانستن این موضوع؛ هنگامی که مغزتان تلاش برای متصل کردن رویدادها را به هم دارد، شما می توانید آگاهانه شروع به حل مشکل خود کنید.

3- بیشتر تنفس کنید

اگر مغز ما به این اتصال تارعنکبوتی در مورد حوادث بد مشغول شد، امواج افکار منفی شروع به بارش می کنند ولی چگونه می توان این الگو را شکست؟
اولین و ساده ترین کاری که انسان در این مواقع می تواند انجام دهد، کنترل تنفس است. تنفس به شما آرامش می بخشد و شما را به زمان حال و طبیعت پیرامونتان مرتبط می سازد. این موضوع بسیار ساده به نظر می رسد ولی هنگامی که ذهن ما شروع به تفکر منفی می کند، ما به نوعی جنون کشیده می شویم که کنترل آن نیز مشکل است ولی باید بدانیم که در این هنگام ما به آرامش ذهنی و بدنی نیازمندیم.

4- کمتر صحبت کنید

بسیاری از کسانی که بیش از حد تفکر می کنند، به ویژه خانم ها در هنگام استرس و نگرانی، نمی توانند جلوی صحبت کردن خود را بگیرند. در مواقع نادری ممکن است که صبحت کردن در مورد نگرانی ها به شما کمک کند ولی در بیشتر اوقات باعث بدتر شدن اوضاع و شرایط می شود به ویژه اگر شنونده هم کسی باشد که بیش از حد فکر می کند، در نتیجه شما تمامی وقت خود را به تجزیه و تحلیل و شکافتن جزییات هر مشکل منفی زندگی خود خواهید کرد. احتمالا در پایان صحبت نیز در اثر مرور افکار منفی بیش از حد، غمگین تر از قبل خواهید شد.
این نوع همکاری در نشخوار فکری که در آن هر دو نفر در مورد زندگی هایشان صحبت می کنند، می تواند هر دو را به عمق بیشتری از منفی گرایی و استرس بکشاند. پژوهش ها نشان داده است که این نوع نشخوار فکری، در میان خانم ها باعث افزایش هورمون استرس (کورتیزول) می شود.
اگر واقعا احساس نیاز به بیان مسائل خود دارید، می توانید آنها را بنویسید و به وسیلۀ ذهن آگاه خود آنها را تجزیه و تحلیل و در نتیجه روشن نمایید. در بیشتر مواقع، هنگامی که آنها را می خوانید، متوجه می شوید که بیشتر نگرانی ها و افکار منفی شما بی مورد است. این نوع ژورنالیک آزاد می تواند بسیار سودمند باشد.

5- مشغولیت فیزیکی برای خود ایجاد کنید

شما اکنون می دانید که بدن و ذهن خود را به وسیلۀ کنترل تنفس و کمتر صحبت کردن چگونه آرام نگاه دارید ولی گاهی انرژی درونی بدن شما باید به گونه ای تخلیه شود که در این موارد یک پیاده روی سریع، دوچرخه سواری طولانی و یا سریع، بازی با حیوانات خانگی و کودکان، انجام یوگا، بازی های ورزشی، شنا و یا دویدن می تواند مفید باشد. فعالیت هایی که جاذب هر دو حالات ذهنی و بدنی باشد، بهتر است زیرا شما نیاز به بیرون رفتن از الگوهای وسواسی فکری دارید تا وضعیت حضور در زمان حال در شما به جریان افتد.
علاوه بر فعالیت های فیزیکی، تمریناتی که باعث تحریک مغز شود نیز برای هدایت و تغییر مناسب الگوهای فکری موثر است. بازی های گوناگون فکری، یادگیری زبان یا موسیقی و یا هر گونه هنری که بتواند سرگرم کننده باشد، شما را از تفکرات بیش از حدتان منحرف می سازد.

6- تمرین تمرکز حواس

یکی از بزرگ ترین و بهترین راه های مبارزه با تفکر بیش از حد، توانایی زندگی کردن در زمان حال است. احساس گناه در شکست های گذشته و نگرانی در مورد موضوعات آینده می تواند انرژی و اوقات شما را تحلیل برد ولی به وسیلۀ توجه به اکنون، شما به عشقی که شایستگی آن را برای خود دارید خواهید رسید. لائو تزو می گوید: "اگر شما افسرده هستید در گذشته زندگی می کنید. اگر شما مضطرب هستید، درآینده زندگی می کنید ولی اگر آرامش دارید، در زمان حال بسر می برید." حال پرسش این است که چگونه می توانیم در زمان حال حاضر زندگی کنیم؟
با توجه به استراتژی هایی که در بالاتر برای داشتن یک ذهن آرام ذکر شد، شما می توانید با تمرکز حواس یا شکلی از مدیتیشن که بدون قضاوت و تفکرست، مشاهده گر زمان حالتان باشید. اگر در این حالت افکار مزاحم و نگران کننده به ذهن شما هجوم آورد، آن را نادیده بگیرید و اجازه دهید که با احترام تمام و بدون هیچ گونه تقلایی از ذهنتان عبور کند. انرژی افکارتان را آزاد سازید و فضای درونی آرام برای خود ایجاد کنید. برای دست یابی به نتایج سودمند؛ بهترین کاری که می توانید انجام دهید، یادگیری تکنیک های مراقبۀ فکری مانند مدیتیشن متعالی است ولی اگر انجام این کار برایتان مشکل است با متخصصانی که به شیوه های شناخت درمانی آشنایی دارند، مشورت کنید.

7- به کائنات تسلیم شوید

هنگامی که ما نگران هستیم، اساساً به کنترل جریان زندگی امید داریم زیرا به نتایج یک وضعیت اهمیت می دهیم و می خواهیم همه چیز بر وفق مرادمان باشد و در نتیجه از وقوع اشتباهات و تغییر نتایج وحشت داریم. در واقع ما بر وقایع زندگیمان کنترل زیادی نداریم.

اگر از یک نقطه نظر آگاهانه به این موضوع نگاه کنیم؛ نگرانی های ما به نتایجی که مایلیم دست یابیم، اثری ندارد. حال می توانیم نگران باشیم و تحلیل رویم یا این که هر آنچه هست را بپذیریم و بگذاریم که بگذرد. کائنات از ما قدیمی تر و خردمندتر است، پس بجای وسواس های نگران کننده، کنترل را تا حدودی فراموش کرده و با عشق و اعتماد و تسلیم به جهان، بگذاریم که آرامش بیشتری داشته شود.
تسلیم شدن به معنای واگذاری و عدم تلاش نیست بلکه این حالت بدان معناست که شما به جای ایستادگی و مبارزه در مقابل جریان کنونی زندگی با آن هماهنگ می شوید و به آن می پیوندید.

تسلیم، شکلی از آزادی و آرامش است زیرا شما مایلید که به جریان زندگی اعتماد کنید و می دانید همه چیز در زمان، مکان و شرایط مناسب اتفاق خواهد افتاد و شما در جایی قرار دارید که باید باشید.
حتی اگر مفهوم نگرانی "خوب" یا "بد" بودن نتایج باشد، این نشانه ای از دوگانگی و در نتیجه تنها یک توهم است. از نظر کائنات و جهان هستی؛ هیچ چیز خوب یا بدی وجود ندارد. هر دو این ها، پشت و روی یک سکه هستند.

8- به یاد داشته باشید؛ این افکار ماست که واقعیتمان را می سازد

همان طور که در بالاتر ذکر شد ما هیچ گونه کنترلی بر آشکار شدن و چگونگی وقایع زندگی خود نداریم، حداقل بخشی از ذهن خودآگاه ما تنها توانایی دیکته کردن برخی وقایع را دارد و این افکار ماست که با شکل دادن انرژی برای ما ایجاد واقعیت می کند. بنا به قانون جذب؛ ما هر بیشتر در مورد چیزی نگران باشیم، همان نتایج نگران کننده را به سوی خودمان جذب می کنیم.
ما باید نسبت به افکار خود آگاهی بیشتری داشته باشیم زیرا که افکار ما دارای قدرت بیش از اندازه ای است که حتی بتوانید فکرش را بکنید. اگر نگران از دست دادن شغلتان باشید، با این نگرانی؛ احتمال اخراج خود را بیشتر می کنید.

اگر نگران مبتلا شدن به بیمارهای مهلک باشید، به وسیلۀ انرژی ای که به آن سو ارسال می کنید، ندانسته بدن خود را در وضعیت ابتلا به آن بیماری ها آماده می سازید.
انرژی افکار و احساسات شما، خالق زندگی شماست و به همین دلیل برخی می گویند: "نگرانی، سوءاستفاده از انرژی تفکر خلاق است."

آیا می خواهید یک زندگی شاد، آرام و همراه با توجه و تمرکز به اکنون برای خود ایجاد کنید؟ اگر جوابتان مثبت است، شما تمامی ابزار مناسب برای ساخت واقعیت ذهنی و حضور در افکارتان را دارید. اگر به تفکر بیش از حد ادامه دهید، آنگاه با استفاده از همین ابزار، شما می توانید یک زندگی سرشار از نگرانی و اضطراب برای خود بوجود آورید. انتخاب با شماست.

http://ana.ir/i/28051
03/04/1398 12:27:35 ب.ظ
خانوم نگین محمدی منم مشکلم مثل برا شماس تازه نامزد کردم وقتی کنارشم استرس ندارم ولی ازش دور میشم همش فکر میکنم من باهاش بد رفتاری میکنم همش استرس دارم شبا نمیتونم بخوابم دیگه فکر میکنم فقط راه چاره مرگه برام
02/04/1398 02:20:06 ق.ظ
به نظر من یکی از دلایلی که باعث بدتر شدن از مشکل میشه خواب هست اگر خواب خوبی داشته باشی خیلی به این مشکل کمک میکنه راه بعدی سرگرم کردن خودتون هست اگر دقت کرده باشین زمانی که حالتون بد میشه اگر کسی صداتون کنه تا باهاش شروع به صحبت کردن کنید بعد از دقایقی به خودتون میاین متوجه میشین که حالتون کاملا خوبه پس یکی دیگه از بهترین راهها سرگرم کردن خودتون هست من خودم همین مشکل چند سال دارم ولی بدون قرص دارو خیلی بهتر شدم
27/03/1398 01:44:25 ق.ظ
با سلام بچه ها نگران نباشین این ها همش درمان داره خود من 17 ساله وسواس فکری گرفتم به طرز زجر آوری عذاب کشیدم درد کشیدم ولی الان خدا رو شکر حالم خوبه حالتون خوب میشع بهتون قول می دم من 7 تا روانشنلس عوض کردم همشون گفتن مشغولیت فیزیکی یا ذهنی خودتونو مشغول کنبین تا یهدفکر مزاحمداومد سراغتون سریع به یه چیز مثبت فکر کنید مدیتیشن خیلی کمک می کنه یوگا نوشتن افکار منفی و بستن کش به دست به این صورت که تا فکری مزاحم اومد سراغتون سریع کش رو بکشید طوری که دستتون درد بیاد محکم بکشید دفعه بعد که. حس کردید فکرها دوباره مزاحمتونه کش رو بکشید محکم نر از قبل چند دفعه تکرار کنید وقتی دستتون درد میاد به طور ناخودآگاه یاد میگیرید کع دیگه فکر نمی کنید یعنی درد دست باعث می شه کمتر فکر کنید به این می گن شرطی شدن من خودم 45 تا کتاب روانشناسی دارم و خوندم باور کنید این روش بهترین روشه امتحان کنید جواب میده .موفق باشید دوستان از صمیم قلب. آرزوی بهروزی دارم براتون
24/03/1398 11:07:10 ق.ظ
مشکل روحی خیلی بده حتی نمیتونی کارکنی ،نمیتونی تو اجتماع حاضر بشی و... چون میترسی بقیه بهت بخندن و برچسب روانی بهت بزنن. اللهم اشف کل مریض
23/03/1398 09:37:12 ب.ظ
منم خیلی افکار منفی میاد تو ذهنم بخاطر این افکار افسردگی واسترش شدید گرفتم افکاری که بخاطر 3 سال پیش تو خدمت بخاطر تحقیر هایی که به منم شده تا وقتی این خاطرات میاد تو ذهن خیلی دیوانه میشم اعتماد بنفسم به هم میرزه حتی نمیتوانم کار کنم لطفا کمک کنید
23/03/1398 05:53:56 ق.ظ
من‌دچار استرس شدیم کمکم کنید
21/03/1398 02:38:08 ق.ظ
منم مثل شما فکر منفی دارم هر جا برم منفی چ
19/03/1398 05:09:47 ب.ظ
دوستان نگران نباشید من خیلی تو این افکار تجربه دارم و تجربیات خودم رو میگم من به قدری درگیر این افکار بودم که وقتی مشکلم حل شد هم دنبال راه حل بودم که چجوری مشکلم حل شده و دنبال کاملترین جواب بودم اما هیچوقت نتونستم به کاملترین جواب برسم و تو این چرخه گیر افتادم فکر کردن به یه چیز مث یه چرخه تکراری میمونه و باید ازش کشید بیرون تصور کنید وقتی فکری نباشه آیا چیزی وجود داره که بخواید درگیرش بشید؟ مثلا فکر میکنید که من نمیتونم با فلانی صحبت کنم صحبت کردن در زمان حال اتفاق می افته و به وقتش انسان میدونه چی باید بگه اما اون فکر مثلاً میخواد بگه که تو نمیتونی .. خب اینجا فکر کنید یکم اولا مگه این یه چیز اکتسابی نیست پس چرا نتونیم ؟ پس نباید فکر رو باور کنیم نباید توجهمون روش بزاریم .. حتی اگه فکرش هم بکنید اوضاع همونطوری پیش میره اما فکر فقط باعث نگرانی و استرس میشه باعث توهم میشه و اینکه میگید نمی‌تونید توهمی بیش نیست در واقع شما میتونید اما چون ذهنتون درگیر اون مسأله هست از خودتون و عملکردتون ناراضی هستید .. این یک مثال بود درکل ذهنتون رو رها کنید یا اگه خیلی تمایل به دونستن جواب فکر منفی دارید با یه جواب منطقی ساکتش کنید . امیدوارم تونسته باشم کمکی کرده باشم .. موفق باشید دوستان .
16/03/1398 10:42:13 ق.ظ
سلام من واقعا از این زندگی خسته شدم حدود دوسال افسردگی شدید گرفنم و به نطرم هم درست نمیشه این وضعیت
14/03/1398 01:35:21 ق.ظ
بی خیال همه چیز باشید.روزگار راه خودشه میره.با استرس فقط به خودتون لطمه می زنید
11/03/1398 09:41:31 ب.ظ
سلام فکرهای منفی دیوونم کرده تازه نامزد کردم دوسش دارم ولی وقتی کنارشم یا بهش فکر میکنم استرس میگیرم میگم ای کاش فقط بمیرم
10/03/1398 10:30:50 ب.ظ
وای کمکم کنید دو هفته اس که مدام راه میرم بی قرارم پر از استرس و ترس طوری که میلرزم احساس میکنم من ی بیماری روانی گرفتم و درست نمیشم حتی نمیتونم کار کنم منتظر مرگم همش از ایندم و از همپاشیده شدن زندگیم میترسم من دیگه د یت نمیشم چاره ام مرگه
10/03/1398 10:53:17 ق.ظ
سلام من ۳ماهه عروسی کردم تودوران نامزدیم خیلی ازطرف خانواده زنم تحقیر شدم ولی بخاطر نامزدم هیچی نمیگفتم والان اون تحقیرا به زهنم میادو خیلی اعصابمو خورد میکنه کمکم کنیند
28/02/1398 11:18:21 ب.ظ
سلام من خیلی افکار منفی میاد دنبالم باید چکار کنم
25/02/1398 12:02:30 ب.ظ
سلام همه ما ي نوع بيماري داريم ولي براي بعضي ها شدتش كمتر ولي براي بعضي ها بيشتر بهترين راه حل تجربه شخصي منه به خدا بسپاريم ودست از جنگ برداريم اجازه دهيم خدا كارش وانجام بده ونتيجه را بسپاريم به خدا واز قانون جذب وكائنات هم كمك بگيريد اگه روي يفكر منفي داري فكر ميكني بدان يك قدم در مسير اشتباه برمي داري لبخند بزن ديوانه وار اين تنها درمان رايگاني است 09124556022
15/02/1398 08:55:32 ب.ظ
واقعاخوب بود
06/02/1398 07:52:31 ب.ظ
سخت
06/02/1398 02:37:11 ق.ظ
به من هم دعا کنید
01/02/1398 08:13:01 ب.ظ
من خودم شدیدا وسواس فکری داشتم. گوش کردن به سخنرانی های مذهبی باعث شد بتونم درک بهتری از شرایط داشته باشم و واقعا بهتر بشم البته کامل خوب نشدم. سخنرانی آقای پناهیان با موضع تعین کننده ترین عامل در مقدرات بشر رو توصیه میکنم
31/01/1398 01:15:16 ق.ظ
سلام...عرض خسته نباشید خدمت کسانی که فکر منفی مصب مغزشون رو دراورده...متاسفانه فکر منفی بهترین روش برای اصلاح زندگی است که بسیار سخت و دشوار است ... فکر ما منفی نیست...حقیقت و واقعیت منفی است... مغز ما به دنبال مشکلات و حل مشکلات هست ... قطعا مشکلات و بدبختی ها و توهین ها بی احترامی ها منفی است...فکر منفی بسیار کارساز و مناسب است...و نتیجه ی خوبی دارد...ولی فکر منفی خیلی سخته... ولی نتیجه خوبی دارد...نیجه خوبش هم اینه که میفهم که داستان چیه و چاره چیه...فکر ما منفی نیست حقیت و واقعیت منفی است...زندگی اگه قشنگ مثبت باشه ماهم مثبت فکر میکنیم...چه کنیم که زندگیمان پر از مشکلات توهین ها بی احترامی ها تمسخر است...چه کنیم زندگیمون پراز زشتی ها شده...
29/01/1398 12:38:50 ق.ظ
عاطفه.جان.ناراحت.نباش.منم.شبیه.شما.بودم.ولی.به.لطف.خدا.بهتر.شدم.البته.با.مراجهه.به.دکتر
28/01/1398 02:03:56 ق.ظ
دوستان افکار منفی مهمترین مقوله در روزمرگی و سپری کردن لحظات هست ولی خیلی بهش بی تفاوتیم و غافل از اینکه چقدر میتونه مخرب باشه. بنظر من اولین قدم برای مبارزه اینه که ما یاد بگیریم با خودمون حرف بزنیم مشکل ما اینه با خودمون قهریم و هیچ وقتی برای خودمدن نمیزاریم.وقتی افکار منفی میاد تو ذهنمون با خودمون در مورد اینکه ایا این فکر منفی در حال حاضر باری از رو دوشم بر میداره یا نه حرف بزنیم از مطرح کردنش با خودمون نترسیم.
22/01/1398 08:45:25 ب.ظ
منم وسواس فکري دارم و تلاش ميکنم مشکلم رو حل بکنم
18/01/1398 01:33:40 ب.ظ
من به نامزدم وسواس پيدا كردم اصلا كنارش نميتونم غذا بخورم همش نگرانم حالم بد شه انقد مغزم اينو تكرار ميكنه كه استرس ميگيرم حالم بد ميشه خيلي دوسش دارم ولي انقد كنارش حالم بد ميشه هي ميگم تركش كنم همه اون روشارو انجام دادم وقتي اوت افكار مياد هيچي كارساز نيس😔
08/01/1398 09:03:06 ب.ظ
من مدت خیلی زیادی به بیماری وسواس فکری مبتلا شدم ورنج ومشقت زیادی کشیدم طوری که در 24 ساعت نتونستم حتی چند کلمه حرف بزنم ومدام گوشه گیر وافسر ده بودم هیچ کار کوچکی هم نتونستم انجام بدم تا جایی که تمام استخوانهام از شدت خستگی فکری درد میکرد اما به یه راه حل اساسی رسیدم واطمینان دارم تمام مشکلات افسردگی ووسواس را میتوان درمان کرد با راه حلهای عملی وساده طوری که از زندگی لذت ببرید انشاله بتونم یه پست کامل راجع به درمان بذارم
07/01/1398 08:38:46 ب.ظ
سلام وتشکرازحمات شما،بسیاردقیق وعالی بود
07/01/1398 01:21:19 ق.ظ
منم اصلا حالم خوب نیست و نمیتونم ذهنمو از افکار منفی خالی کنم و برای بهتر شدنم به این توصیه عمل میکنم ببینم تاثیر داره یا ن
28/12/1397 01:15:20 ب.ظ
در این موضوع مهمترین موضو ع جهت پیروزی و موفقیت خود شما هستید. تا می توانید به خوتان القای مثبت نمایید به طور مثال به خود بگویید من قوی هستم، من شجاع هستم و ... در نهایت اراده و سعی و تلاش شما برای غلبه بر این بحث بیشترین تاثیر را خواهد داشت.
27/12/1397 09:03:06 ب.ظ
خیلی افکار منفی میاد سراغم تودوجان هرکی دوست دارید دعاکنید داسم
25/12/1397 11:45:16 ب.ظ
واقعا این نکته هاتون جالبه منم حالم خوب نیست روزا خوبم ولی شبا حالم بد میشه استرس دارم تپش قلبم میره بالا همش با قرص میخابم ۵ماهه هرچی دکتر رفتم ولی خوب نشدم انشالله خدا کمکم کنه ک با تمرین این نکته ها حالمون خوب باشه فکرم پر از افکار منفی شده خسته شدم از بس دارو خودم از خدا میخام خدا همه مریضا رو شفا بده همه حالشون خوب باشه این مشکل حتی رو بدنم تاثیر گذاشته معدم قلبم نزنز بدنم خدا رحم کنه
07/12/1397 09:57:09 ب.ظ
اهنگهای شاد گوش بدین بگید من بهترینم از خدای خویش تشکر کنید به خاطر نفس کشیدن الهی شکر نماز بخونین من هم این جور بودم خوب شدم
01/12/1397 09:46:37 ب.ظ
خب در اخر عایا این مشکلات درمان هم داره؟ مثلا من همش ب مرگ و بیماری و ناتوانی از دوران پیری خیلی میترسم همش فکرای منفی و میگم وقتی ادم میدونه ک میمیره چطور امید اار باشه و فکرای مثبت کنه؟؟ نمیدونم برای درمان چکار باید کرد؟
29/11/1397 08:59:14 ب.ظ
سلام هیچوقت هیچوقت و هیچوقت با افکار منفی تو ذهنتون مبارزه نکنید شاید یکی دوبار جواب بده به آرامش برسین ولی قطعا راحل خوبی نیست چون دیگه قانع نخواهد شد قبل از اینکه ارامشتونو از دست بدین وب دلهره دچار بشین بی اعتنا باشین از کلمه بعدی ایست یا بسه یا مثبت فکر کنید به چیزهای دیگه که روحیه میدن فکر کنید یادتون باشه افکار به همون اندازه مهمن که انرژیمونو صرفشون کنیم مغز کارش فکر کردن و فکرهای که میان و میرن هیچ تاثیری رو ما ندارن هر چی که باشن پس انتخاب با خود ماست خوب من خودمم اینجوریم معمولا کسانی که به این حالت دچار میشن وسواس ذهنی دارن و ادمان بی خیال نیستن و اشتباه ما اینجاست که دنیا را خیلی جدی میگیریم در صورتی که بعضی اصلا انگار ن انگار واقعا دنیا مال اوناست خوش بحالشون البته اینم بگم ما حالمون خوب باشه از اونا جلو میزنیم در همه کار خداوند میگه هیچوقت نبایدحال بنده ی من بد باشد ودر ان لحظه من کمکش خواهم کرد تا از عهده ی هر کاری بربیاید ایا میدونید وقتی ما ناراحتیم خدای ما نیز ناراحت او ارزوی لبخند بر روی هر بنده اش را دارد ...
28/11/1397 10:23:11 ق.ظ
خدا خیرتون بده استفاده کردم از مطالبتون وقتی میخوندم دیدم چقدر شبیه احادیث اهل بیت و قران عزیرمونه که خداوند در قران از افکار منفی به گناه تعبیر میکنن و بسیار بر مثبت اندیشی و وببخش خود و دیگران تاکید شده و به خصوص راه درمان هر اشتباه در زندگی توبه استغفار و جبران ان تاکید شده حالا می فههمم چه دین و مذهب قنگ و زیبا نابی دارم
27/11/1397 08:55:08 ق.ظ
سلام من هر چند سال یکبار استرس و اضطراب و افکار منفی شدید میاد سراغم و هی فکر میکنم یه مشکلی دارم، یا فکر میکنم یه بیماری دارم یا اینکه الان حالم بد میشه . مخصوصا" وقتی از خونه دورم البته من بدلیل مشکل گوارشم قبلا" حالم بد میشد چه توی خونه چه بیرون ولی حالا وضعیت گوارش خیلی بهتره خداراشکر ولی افکار منفی ولم نمیکنم، الان دوسالی هست درگیرشم و زن و بچم عذاب میکشن از دستم و تصمیم درست نمی تونم بگیرم تو زندگی. در محل کارم نمی تونم درست کارما انجام بدم
26/11/1397 12:50:17 ب.ظ
سخته ولی اگه نظر من روبخواهید شاید بخندید من میگم واقعا ممارست تمرین و یک هفته کامل مسافرت خانوادگی به مشهد یه خستگی دلچسب خالی از فشارهای روحی روانی میشه بشرطی که بدون موبایلتان برید شرایط مثل قدیم رو محیا کنید واین رو بگم تا حالا شده دلت کارهای بچه گانه مثل تیله بازی تو بزرگسالی مثل هر بازی که در کودکی انجام میدادید امتحان کنید خرجی ندارد هفته ای یا ماهی یکبار هر مشکلی داشتی یادت میره پس بدون موبایل حتی اگه ماهی گیری میری بدون موبایل
25/11/1397 09:58:25 ق.ظ
با سلام تورو خداا کمک کنید از سر درد دارم میمیرم فکر منفی بد جور داره خفه ام میکنه حالم خیلی بد هستش .
24/11/1397 09:39:10 ق.ظ
با سلام تورو خدا بهم کمک کنید چ کاری کنم از فکر منفی بیام بیرون فکر ذهنم همش درگیره منفی
22/11/1397 03:26:54 ب.ظ
منم هم امید از دست داده ام همش دارم زجر میکشم و میگم مرگ شاید کمک کنه من اصلا ب مریضیم صبر ندارم ک درس میشم یان فقط دنبال چیزایی منفی هستم ولی خیلیا هم بهم میگن ک با مثبت اندیشی امید داشتن ب خدا درس میشم ولی نمیدونم اینارو قبول نمیکنم ولی اگه قبول کنم درس میشم من خیلی ترس دارم ولی ایشالا با کمک پسرم ب این مریضی نمیشه گفت مشکل را حل کنم من معتقدم اگه ب حرفایی پسرم گوش کنم درس میشم ولی نمیدونم چرا گوش نمیکنم و نمیدونم دا عقل ندارم
21/11/1397 08:51:47 ب.ظ
تورو خدا واسه منم دعا کنین خیلی حالم بده و همش افکار منفی توی ذهنمه
20/11/1397 11:23:43 ب.ظ
واقعا عالی بود من دقیقا همین شکلیم وسط کلی حس خوب یهو یه چیزی حالمو بد میکنه و من کاملا به این اعتقاد دارم که افکار اآدم آیندشو میشازا ولی بیشتر از اون معتقدم که تا خداوند نخواهد هیچ اتفاقی نمی فته ولی اینم هست خداوند مارو بخاطر قدرت فکر کردن مارو از بقیه موجودات زنده برتر کرده ولی این هست هست به نام خدای که حکمتش سر نوشت مارا رغم می زند....... امیدوارم بهترینارو رغم بزنه❤
19/11/1397 07:59:09 ب.ظ
فقط برام دعاکنین فکرم دیوونه م کرده دانشجو ترم دو کارشناسی تاریخ دانشگاه اصفهانم بخدا مشروط شدم زندگیم جهنم شده کاشکی یه راه نجات وجود داشت ای خدا به خودت پناه میبرم
19/11/1397 03:19:45 ب.ظ
بسیار آموزنده وعالی بود اندازه چند جلسه مشاوره مطالب سودمند وراهگشا در اختیارم گذاشت من هم در شرایطی بودم که نیاز داشتم تشکر میکنم از مطالب بسیار علمی وعملی ارزشمند
16/11/1397 01:37:06 ق.ظ
من همش ترس از آینده دارم ترس ازدست دادن عزیزام حتی فکرکردن بهش داغونم میکنه نمیتونم ب زبون بیارم نمیدونم چرا همش تفکرات منفی دارم چرا ذهنم سمت چیزای خوب و مثبت نمیره
06/11/1397 12:03:56 ق.ظ
سلام
02/11/1397 11:43:57 ب.ظ
با سلام و تشکر از مطالب واقعا کاربردي و زيباتون ،تنها کسي که ميتونه تغييرت بده خودتي ولا غير فقط عجول نباشيد با يبار دو بار مثبت انديشي انتظار معجزه نداشته باشيد.ادامه بديد حتما موفق ميشيد
01/11/1397 11:14:30 ب.ظ
تورو خدا به منم کمک کنید خیلی میترسم چطوری این افکار از مغزم دور کنم راهنمای کنید
01/11/1397 09:13:47 ق.ظ
سلام.من امتحان کردم ی وقتایی ب خودم تلقین مص ثبت میکنم واقعا همه چی خوب پیش میره.ولی فکر منفی همه چیو خراب میکنه نباید راه داد
01/11/1397 09:12:53 ق.ظ
تمام مطالب رو خوندم دوستان... هر وقت افکار منفی میاد سراغمون اولین کار اینه که در جای خلوت و ساکت دراز بکشید و بدن رو کاملا در حالت رلکس قرار بدین 10 بار نفس عمیق بکشین دم و باز دم و بهد چشماتون رو ببندین و از عدد 50 تا 1 بر عکس بشمارین و اعداد رد در ذهن ببینید و بعد سعی کنین ذهن رو خالی کنین و به یک نقطه در ذهنتون متمرکز بشین دوباره 10 با نفس عمیق بکشین حال از سمت راست بدتون از سر تا پا به خاطر سالم بودن تشکر کنین و بعد سمت چپ رو. و بعد اتفاقهایی که دوست دارین در زندگیتون بیوفته رو در ذهن ببینید و به زمان حال تعریف کنید مثلا « من چهره زیبایی دارم » و یا « من ماشین عالی دارم»... و بعد از تمام اینها از خداوند تشکر کنید... دوستان این معجزه ذهن هست و فرمول بسیار قوی که به همتون کمک میکنه... این تمرین رو هر روز انجام بدین... دوستان با ذکر و نیایش به خداوند خودتون رو بهش نزدیک کنید که آرامش وجودتون میشه... امیدوارم تونسته باشم کمکی کرده باشم...
26/10/1397 02:01:34 ق.ظ
منم به صورت خيلي وحشناك در طول شبانه روز در حال فكر كردن هستم شب حتي نميتونم بخوابم واقعا ديوونه شدم كسي راه حل منطقي داره ؟من خيلي به هر چيزي وسواسي گير ميدم و ترس زياد دارم طوري كه از ترس و شدت فكر ساعت ها به يه گوشه خيره ميشم
23/10/1397 10:45:44 ق.ظ
ممنونم از مطالب.من دارای وسواس شدید فکری و افسردگی شدید هستم.مدتی بود که با اعمال دینی مخصوص موفق به بهبودی شده ام.گاهی هم افکار مزاهم برمیگردن و اون زمانی هست که از نظر معنوی ضعیف میشم.ولی با تلاش مجدد دوباره بهتر میشه . یک سری موفقیت ها را در راه بهبودی به طور دایم کسب کردم و در حال تلاشم برای درمان کامل به وسیله اللهیات.قطعا جواب میده و عالیه
19/10/1397 02:52:49 ق.ظ
عالی بود. ممنون
18/10/1397 11:49:58 ب.ظ
کم صحبت کنید با ادمهای که فاز منفی میدن رابطه نداشته باشید نماز بخونید تاروح شما جلاه پیدا کنه
18/10/1397 08:12:06 ب.ظ
سلام دوستان قابل توجه دوستانی که نمیتونن افکار منفی را دور کنن: من خودم یه شکست بزرگ داشتم که بابت این شکست منفی گرا و افسرده و گوشه گیر شده بودم اما یه راه حلی که خودم پیدا کردم اول اینکه یکبار به کل اتفاقات بد زندگیتون فکر کنید و گریه کنید یا هرچی و بعد با یه تبر تو ذهنتون افکارتون را قطع کنید و دیگه بهش فکر نکنید .تا ذوباره اومد تو ذهنتون تبر را بیارین تو افکارتون و کات کنید دوم اینکه به ارزوهای دست یافتنی فکر کنید و بنویسید و به در و دیوار اتاقتون بزنید و فکرتون را به اینا مشغول کنید تا فکر منفی اومد سراغتون تبر یادتون نره و به ارزوهاتون فکر کنید و تلاش کنید برای رسیدن بهش فقط کافیه به اولین موفقیت کوچک زندگیتون برسید دیگه تموم میشه اون افکار منفی ولی مصمم باشین. هیچکسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس نمیتونه بشما کمک کنه جز خودتون موفق باشید
18/10/1397 07:06:55 ب.ظ
خیلی عالی بود من خیلی تمرین میکنم اما نمیشه افکار منفی همیشه همراهمه دوماهی هست اینجوری شدم خیلی عذاب میکشم زندگیم خیلی خوبه اما اصلا از زندگی لذت نمیبرم حتی از خواب رفتن هم میترسم همش به مردن خودم یا اطرافیانم فک میکنم
09/10/1397 09:34:07 ب.ظ
دقیقا منم این مشکلو دارم برای درمانش چیکار کنم
09/10/1397 12:59:47 ق.ظ
سلام افکار مزاحم و منفی کوچکی که غالبا شب ها به سراغم میاد و داره نابودم میکنه خواهش میکنم اگر کسی راه حلی داره کمکم کنه
08/10/1397 08:04:40 ب.ظ
سلام .من دائما فکر میکنم بخاطر اتفاقات بدی که توی سن کم برام افتاده، یه بیماری لاعلاج دارم یا قراره بگیرم، یا قراره یه اتفاق بدی برای خودم یا خانوادم بیفته همش میترسم ام اس، ایدز بگیرم یا برای چهره‌ام اتفاقی بیوفته که دیگه توی جامعه قبولم نکنن.باید چیکار کنم؟
08/10/1397 04:06:06 ب.ظ
افکار منفی از یه موضوع خیلی کوچیک شروع میشن و تو ذهنمون به اندازه یه غول رشد میکنن و به تدریج مارو نابود میکنن تنها کسی هم که میتونه بهمون کمک کنه خودمونیم
08/10/1397 04:03:46 ب.ظ
افکار منفی از یه موضوع خیلی کوچیک شروع میشن و تو ذهنمون به اندازه یه غول رشد میکنن و به تدریج مارو نابود میکنن تنها کسی هم که میتونه بهمون کمک کنه خودمونیم
08/10/1397 12:21:22 ب.ظ
سلام خیلی خوب بود ولی خیلی کلی بود یه کمی جزءی تر بحث را ادامه بدید
07/10/1397 09:59:50 ب.ظ
درمان قطعی وسواس فکری خود من کسی بودم که از شدید ترین مرحله افکار وسواسی رنج میبردم که به افسردگی ماژور مبتلا نیز شدم ولی درمان شدم چون افراد دارای این اختلال رو درک میکنم وظیفم میدونم وقتمو صرف بهبودی بخشیدن بهشون کنم
07/10/1397 11:30:41 ق.ظ
ترو خدا منو کمک کنید چند وقتیه فکرهای منفی و بیهوده میکنم و پاک کردنش از مغز سخته
07/10/1397 09:40:20 ق.ظ
سلام من که اصلا نمیتونم افکارمنفی روازمغزم دورکنم لطفاراهنمایی کنید
07/10/1397 09:39:27 ق.ظ
مطالبتون خوب بود ولی من نمیتونم افکار, منفی رو از مغزم دور کنم راهنمایی بیشتر ممنون
07/10/1397 09:37:42 ق.ظ
سلام من که اصلا نمیتونم افکار منفی رو از مغزم دور کنم لطفا راهنمایی کنید
06/10/1397 09:09:35 ب.ظ
خیلی سخته عمل بهشون. مخصوصا من که اراده ضعیف دارم
06/10/1397 09:09:22 ب.ظ
خیلی سخته عمل بهشون. مخصوصا من که اراده ضعیف دارم
29/09/1397 05:56:53 ب.ظ
عالی بود ولی تمرین کردن واسه از بین بردن افکار منفی سخته
25/09/1397 09:29:20 ب.ظ
آرامش احمدیان فرد منم دقیقا همین مشکل شما رو دارم خیلی هم بده نمیدونم چیکار کنم دارم دیونه میشم تا بیکار میشم و هر جا یادش میفتم اعصابم خورد میشه دقیقا بیماری لاعلاج و اینا همش تو ذهنمه هی و ازش خیلی می‌ترسم دوستان اگه می‌تونید کمک کنید خواهشا
23/09/1397 08:04:21 ب.ظ
من خیلی حالم بده همش فکر می‌کنم اگه اتفاقی برای خانوادم بیفته چکار کنم
23/09/1397 08:03:13 ب.ظ
واقعا عالی بود ممنون
17/09/1397 03:49:07 ب.ظ
سلام ؛من هیچ مشکلی در زندگی ندارم نه گذشته بدی دارم نه از اینده میتر سم ولی احساس ناامیدی دارم
14/09/1397 09:43:19 ب.ظ
خیلی قشنگ بودن ولی عمل کردن سخته...مثلا من میدونم که هر بار فکر منفی میکنم اتفاق میفته ولی نمیتونم مثبت فکر کنم چون به طور ذاتی فکر می‌کنم همیشه اتفاق بد واسم افتاده و همیشه بد شانسی آوردم به یاد ندارم یه بار اتفاقات خوب واسم افتاده باشه واسه همین نمی‌تونم مثبت فکر کنم ولی اگه یه بار شکست نمیخوردم و موفق می‌شدم فکرم عوض می‌شد ولی هیچ وقت طعم موفقیت و خوش شانسی رو ندیدم روانشناس و مشاور فقط بهت یاد میده با اتفاقات بد بسازی و تحملشون کنی ولی دیگه تحمل آدم چقدر کشش داره چقدر با تو سری خوردن از دیگران میشه مثبت اندیش شد یه لحظه روزگار اجازه نمیده خوش باشیم تازه همه شاکین که چرا سیگار می‌کشیم نمی‌فهمن که خوبه هروئین نمی‌کشیم فقط همش میگن سیگار واسه شخصیتت خیلی بده بندازش کنار وقتی هم از مشکلاتت بگی مسخرت میکنن اصلا نمیشه مشکلات زندگی رو توصیف کرد اندازه تمام منظومه شمسی باید بنویسی...پس چجوری میشه با ده تا راه حل خودتو آروم کنی؟چجوری ممکنه؟
10/09/1397 08:33:49 ب.ظ
عالی
10/09/1397 09:18:34 ق.ظ
خیلی کلی بود ممنونم باجزئیات باشه
08/09/1397 09:31:30 ب.ظ
خیلی خوب بود ولی اگر راه‌حل برا درمان این افکار واضح‌تر و کامل‌تر می‌دادین بهتر بود چون افکار وسواسی خیلی خسته کنندست
07/09/1397 07:26:17 ب.ظ
بله منم همین مشکل رو داشتم
01/09/1397 02:47:51 ق.ظ
ممنون خیلی مطالبتون خوب بود ، منننننن میتووووونم
28/08/1397 05:48:21 ق.ظ
ممنونم ممنون از شما که این مطلبا رو گذاشتید فکرم باز شد سپاسگزارم
24/08/1397 08:59:00 ب.ظ
من خیلی دوس دارم افکار منفی رو از خودم دور کنم ولی بعد از کمی باز شروع میشه لطفا کمکم کنید
24/08/1397 11:16:25 ق.ظ
این مطالب خیلی خوبن اما من وسواس شدید به بیماری‌های لاعلاج و خطرناک دارم هرچه قدر هم روخودم کار می‌کنه بازم نمی‌شه دیروز رفتم دندان پزشکی بعد از ۱۰ سال که دندون خراب داشتم این جراتو به خودم دادم که برم دندون پزشکی اما از دیروز که دندونمو درست کردم دارم دیوونه می‌شم همش فکر می‌کنم ایدز یا هپاتیت یا یه بیماری گرفتم خودم میدونم این فکرا وسواسیه اما اضطراب دارم خیلی زیاد
22/08/1397 11:20:19 ب.ظ
ممنونم ازتون عالی, بود
21/08/1397 09:04:29 ق.ظ
اگر کسی که کل فضای مغزش آلوده به افکار منفی باشد خیلی سخته بتونه با جایگزین کردن افکار مثبت آنها را از مغزش دور کند این کار تدریجی و به زمان های نسبتا" زیادی نیاز دارد
20/08/1397 10:28:49 ب.ظ
منکه به گذشته ام فکر میکنم دیوونه میشم وای خدا خیلی اضطراب دارم و از اینده ام میترسم
17/08/1397 12:44:31 ب.ظ
بسیار بسیار بسیار کامل و عالی و تجربه شده و عین واقعیت. تمام این مطالب توسط خوده ماهایی که افکار مزاحم داریم تجربه شده و کاملا به درستیش ایمان داریم. مختصر و مفید و کامل و بی کم و کاست همه نکات رو گفتید. زنده و پاینده باشید
16/08/1397 12:05:37 ق.ظ
چه کارکنم
15/08/1397 05:48:58 ب.ظ
واقعا عالی بود.ممنون از شما..دقیقا حالتهای منو توضیح دادید.فکرم بازتر شد.ممنون
15/08/1397 05:45:38 ب.ظ
واقعا عالی بود.ممنون از شما..دقیقا حالتهای منو توضیح دادید.فکرم بازتر شد.ممنون
14/08/1397 09:25:59 ق.ظ
بسیار عالی،یک دنیا ممنون
06/08/1397 04:14:36 ب.ظ
بهتر از این نمی شد
21/07/1397 09:41:02 ب.ظ
بسیار عالی.. متنی تماما با مشاوره های مفید و صحیح که هرکسی چنین مشکلی (تفکر و تعمق) فراوان داشته باشه باید به خودش بیاد و خوددرمانی کنه...
تعداد اخبار امروز گروه : 0 خبر